آيا دوران برنام ههاي توسعه اقتصادي به پايان رسيده است؟
تجربه ايران در برنام هريزي اقتصادي
ايران از متقدمان و مبتكران برنام هريزي اقتصادي در كشورهاي توسع هنيافته است. اصطلاح دايره خبيثه فقر يا شكستن دور باطل
فقر به كمك برنامه را براي اولي ن بار ابوالحسن ابتهاج يكي از مبلغان، مدافعان و معماران اصلي برنامه ريزي اقتصادي ايران به
كار برد و پس از آن در مراكز آكادميك اقتصادي جهان، مبناي ايده هاي لزوم داشتن برنامه ريزي اقتصادي با حضور دولت
جهت ايجاد فرآيند توسعه در كشورهاي جنوب شد.
ابتهاج تحصيلكرده رشته اقتصاد در فرانسه و از شيفتگان نظرات كينز بود و از هر فرصتي براي تبليغ و زمين هسازي جهت شروع
برنامه ريزي در ايران استفاده م يكرد. تبليغ ابتهاج از برنامه و نتايج آن به قدري دامن هدار بود كه ناظران خارجي را نيز تحت تاثير
قرار داد؛ به طوري كه در روزنامه هرالد تريبيون 12 مارس 1947 آمده است: ابتهاج اين مكتب (برنامه ريزي) را با انرژي
بي پاياني تبليغ مي كند و قوام (نخست وزير وقت) و شاه هر دو مشتاقانه هواخواه آن شده اند. همچنين ابتهاج در سخنراني خود در
اگر كشورهاي » : كنفرانس بين المللي صنعتي 1961 كه در شهر سانفرانسيسكو تشكيل شده بود درباره برنامه ريزي م يگويد
عقب مانده بخواهند دور باطل فقر و ركود را در هم بشكنند، براي سرماي هگذاري در حدي كه لازم است، ناگزيرند دست به
برنامه ريزي ملي بزنند. برنامه ريزي به عهده دولت است، اما دولت تنها شروع كننده فعاليت هاي نوين، موتور اصلي رشد، منشا
اصلي نوآوري و ايجاد شركت هاي بزرگ و... خواهد بود.
برنامه اول عمراني در سال 1326 توسط هيات دولت وقت با بهره گيري از برنامه مشاوران موريسن نودسن براي يك دوره
هفت ساله تهيه شد كه شروع آن از اول مهر ماه 1327 و پايان آن 31 شهريور 1341 انتخاب شده بود. برنامه اول، مجموعه اي
است از طر حهاي عمراني مورد نياز كشور كه ارتباط منسجمي با هم نداشتند و هدف رشد مشخصي براي برنامه انتخاب
نشده است. اجراي برنامه برعهده سازمان تازه تاسيس و مستقل سازمان برنامه نهاده شده بود (بانك ملي، 1327 ). دوران اجراي
برنامه اول همزمان است با تحولات و تنش هاي سياسي داخلي و خارجي ايران در اواخر دهه 1320 و اوايل دهه 1330 و در نتيجه
اعتبارات برنامه به خصوص از بخش نفت و استقراض خارجي تحقق نيافت و در سال 1333 ، برنامه توسط رييس تازه
انتخاب شده سازمان برنامه، ابوالحسن ابتهاج، خاتمه يافته اعلام شد و نزديك به 80 درصد اعتبارات آن به برنامه دوم منتقل شد.
برنامه دوم عمراني براي اجرا در مدت 7 سال به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد. الگوي برنامه دوم غيرجامع است و
داراي هدف رشد در سطح كلان اقتصادي نبود و مانند برنامه اول از جمع كردن طرح هاي عمراني مورد نياز كشور كه باهم
ارتباط و انسجام چنداني نداشتند، تشكيل شد ه بود. اهداف برنامه دوم از جمله افزايش توليد، بهبود و تكثير صادرات، تهيه
مايحتاج مردم در داخل كشور و ترقي كشاورزي، صنايع و اكتشاف و بهره برداري از معادن و ثروت هاي زيرزميني و تكميل
وسايل ارتباطي، اصلاح امور بهداشت عمومي و انجام هر نوع عملياتي براي عمران كشور، بالا بردن سطح فرهنگ و زندگي
افراد و بهبود وضع معيشت عمومي، انتخاب شده است. از مهم ترين دستاوردهاي برنامه دوم مي توان از ساخت سه سد بزرگ
2
تجربه ايران در برنام هريزي اقتصادي
كرج، سفي درود و دز و تكميل س دكرخه و ساخت دو سد كوچكتر گلپايگان و بمپور، ساخت و را هاندازي چهار فرودگاه
مهرآباد، اصفهان، شيراز و آبادان، ساخت و تكميل حدود 900 كيلومتر راه آهن و حدود 2500 كيلومتر راه آسفالته، افزايش
ظرفيت بندر انزلي، خرمشهر و بندر امام (شاهپور) نام برد.
5 سال (اول مهر 1341 تا 29 اسفند 1346 ) به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد. / برنامه سوم عمراني براي اجرا در مدت 5
برنامه سوم را به دليل بهره گيري از تئوري هاي علم اقتصاد، روابط بين متغيرهاي اقتصاد كلان و بخش هاي اقتصاد ملي و
همچنين تعيين نرخ رشد توليد ناخالص داخلي، مي توان اولين برنامه توسعه اقتصادي ايران ناميد.
1347 ) به تصويب مجلس رسيد. از نكات قابل ذكر در - برنامه چهارم عمراني براي اجرا در مدت 5 سال ( 1351
برنامه چهارم، توجه به نظريه قطب رشد در برنامه ريزي است كه پايه گذاري اكثر قط بهاي صنعتي كشور از جمله اراك ، تبريز،
اصفهان و شيراز از نتايج آن است. در يك نگاه كلي به عملكرد برنامه چهارم از نظر تحقق اهداف انتخاب شده نرخ رشد و
بهره وري اقتصاد ملي، دستاوردهاي برنامه، فراتر از انتظار بوده است و اقتصاد ايران يك دوران طلايي را پشت سر گذاشته است.
1352 ) به تصويب مجلس رسيد. هدف هاي كمي و چارچوب مالي - برنامه پنجم عمراني براي اجرا در مدت 5 سال ( 1356
برنامه با توجه به نياز توسعه اقتصادي و اجتماعي مناطق مختلف كشور و ناهماهنگي رشد و توسعه اقتصادي بين مناطق مختلف،
ايجاد تحول اداري و تمرك ززدايي از مركز كشور با تفويض اختيارات در امور اجرايي و تامين نيروي انساني به مراكز مناطق
كشور (استان ها) تعيين شده است. به دليل جهش قيمت جهاني نفت خام در اوايل دهه 1350 و به تبع آن افزايش درآمدهاي
ارزي ايران، جهت هزينه كردن درآمدهاي نفتي، برنامه پنجم توسعه اقتصادي در مرداد ماه سال 1353 مورد تجديد نظر
25 درصد در سال براي برنامه انتخاب شد. / قرارگرفت و اعتبارات برنامه به حدود دو برابر افزايش يافت و هدف، رشد رويايي 9
1353 و 1354 طبق حسا بهاي ملي وقت، رشد توليد ، دستاوردهاي برنامه پنجم در سه سال اول برنامه يعني در سا لهاي 1352
18 درصد بوده است. ارقام رشد اقتصاد ملي اگرچه با / 16 و 6 /7 ،16/ ناخالص داخلي بدون نفت به قيمت هاي ثابت به ترتيب 6
25 درصد در سال فاصله دارد، اما رشد بالايي است. در دو سال / رشد پي شبيني شده در برنامه پنجم تجديد نظر شده يعني 9
پاياني برنامه از رشد اقتصادي كشور كاسته شده به طوري كه در گزارش هاي اقتصادي كه بعد از انقلاب انتشار يافته، رشد
توليد ناخالص داخلي اقتصاد ايران در برنامه پنجم بدون نفت به طور متوسط 15 درصد در سال برآورد شده است. در دوران
برنامه پنجم با افزايش بي سابقه درآمدهاي نفتي ايران، افزايش اعتبارات برنامه پنجم فراتر از ظرفيت اقتصاد ايران تعيين شد و رشد
ناهماهنگ بخش هاي اقتصادي كشور را در پي داشت و باعث بروز تنگناهايي در تمام بنيان هاي اقتصادي و اجتماعي كشور
شد.
برنامه ششم عمراني ايران براي اجرا در مدت پنج سال ( 1357 تا 1362 ) تهيه شد. در برنامه ششم، دو نوآوري در برنام هريزي
برنامه آمايش سرزمين » و « آينده نگري ده ساله براي يافتن چشم انداز بلند مدت توسعه كشور » صورت گرفته بود كه عبارتند از
برنامه ششم بنا به شرايط خاص كشور در سال شروع برنامه ( 1357 ) و پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن .« 2ساله براي افق 0
1357 ، عملياتي نشد.
3
تجربه ايران در برنام هريزي اقتصادي
برنامه صفر توسعه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357 با تغيير رژيم سياسي ايران، تشكيل دولت جمهوري اسلامي
و ثبات نسبي آن، سازمان برنامه و بودجه، فعاليت براي تهيه برنامه هاي توسعه اقتصادي كشور را از سرگرفت. اولين برنامه توسعه
1362 )، تهيه و به تاييد شوراي اقتصاد و به دنبال آن در تير ماه سال 1362 - پس از انقلاب در سال 1361 براي اجرا در دوره ( 66
به تصويب هيات دولت رسيد و تقديم مجلس شد. برنامه پس از رسيدن به مجلس و بررسي هاي مقدماتي در مجلس شوراي
اسلامي بنا به مجموعه شرايط كشور در آن دوران، متوقف ماند و به تصويب مجلس نرسيد و امكان اجرا نيافت. اين برنامه بعدها
پس از عدم موفقيت .« تدوين برنامه بازسازي مناطق جنگي بود » به برنامه صفر توسعه معروف شد. از شمار نكات مهم اين برنامه
سازمان برنامه و بودجه در تصويب برنامه صف ر توسعه، تهيه و تصويب برنامه هاي توسعه تا سال 1368 متوقف ماند. بدين ترتيب
از سال 1357 تا سال 1368 هيچ برنامه ميان مدت توسعه اقتصادي در ايران تصويب نشد و عملا اقتصاد كشور بيش از يك دهه
فاقد يك برنامه توسعه بود و بدون داشتن برنامه ميان مدت، اداره شد.
برنامه اول توسعه اقتصادي- اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران پس از ايجاد تغيير و تحولات در نظام اداري
كشور، پايان جنگ و روي كارآمدن دولت سازندگي، در سال 1368 در يك ماده واحده و 52 تبصره براي اجرا در مدت 5
1368 ) تهيه و به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيد. در مجموعه اهداف ده گانه اين برنامه، ساماندهي فضايي و - سال ( 1372
توزيع جغرافيايي جمعيت و تمركز زدايي از تهران مطرح شده است. با پايان برنامه اول توسعه در سال 1372 با توجه به بروز
مشكلاتي براي اقتصاد ملي از جمله تورم دو رقمي و به دنبال آن ايجاد موانع در اجراي برنامه اول، تا سال 1374 تصويب و
اجراي برنامه دوم توسعه به تاخير افتاد و عملا اقتصاد كشور يك سال ديگر بدون داشتن برنامه توسعه اداره شد.
1374 ) تهيه شد. اهداف شانزده گانه - برنامه دوم توسعه در يك ماده واحده و 101 تبصره براي اجرا در مدت 5 سال ( 1378
عدالت اجتماعي، رشد فضائل براساس اخلاق اسلامي، افزايش بهره وري، تربيت نيروي انساني، رشد و توسعه » برنامه شامل
پايدار، تخصيص بهينه منابع و امكانات عمومي براي ارتقاي توسعه استان ها و مناطق پايين تر از ميانگين به حد نصاب متوسط
بود. « كشور، اتخاذ تصميمات سازگار جهت محرومي تزدايي و رفع عدم تعادل هاي منطقه اي
1379 ) تهيه شد. هدف برنامه سوم، - برنامه سوم توسعه در 3 بخش، 26 فصل و 199 ماده براي اجرا در مدت 5 سال ( 1383
رشد اقتصادي حداقل رشدي است كه برنامه ريزان براي اقتصاد ايران قابل قبول دانست هاند. ميانگين رشد سرمايه گذاري در اين
8 و دولتي 5 درصد) تعيين شده كه تحقق آن نيازمند پ سانداز عمومي از طريق ايجاد / 7 درصد (بخش خصوصي 5 / دوران 1
امنيت اقتصادي و قضايي مطمئن و جلب اعتماد عمومي نسبت به سياست هاي كلان اقتصادي دولت است (سازمان برنامه و
بودجه، 1378 ). برنامه سوم در دستيابي به اهداف خود در كنترل تورم و ايجاد رشد اقتصادي با موفقيت نسبي همراه بوده است.
- 1383 براي اجرا در دوره پنج ساله ( 1388 /8/ برنامه چهارم توسعه در 6 بخش، 15 فصل و 161 ماده تهيه و در تاريخ 16
1384 ) تهيه شد. هدف رشد برنامه 8 درصد در سال در طول برنامه انتخاب شده بود.
از نكات بديع برنامه چهارم در برنام ههاي توسعه بعد از انقلاب، توجه به آمايش سرزمين، توازن منطقه اي و حفاظت از
محيط زيست در فصل 5 و 6 از بخش دوم برنامه چهارم است. برنامه چهارم در عمل موفق به دستيابي به اهداف تعيي ن شده از
4
تجربه ايران در برنام هريزي اقتصادي
جمله كنترل تورم و ايجاد رشد اقتصادي نشد. دستاورد برنامه چهارم ب راساس آمارهاي منتشر شده بانك مركزي در 3 سال اول
4درصد رشد بود كه بر اساس برآوردهاي مراكز علمي ملي و بين المللي در دو سال پاياني به حدود 3 درصد / برنامه حدود 5
كاهش يافته است كه نشان از عدم موفقيت و ناكارآمدي مكانيسم برنامه است.
در جدول شماره 1، رشد اقتصادي پيش بيني شده در برنامه هاي اقتصادي ايران (عمراني و توسعه اي) و همچنين رشدهاي
تحقق يافته مقايسه شده اند. همان طور كه در جدول مشخص است، در هيچ كدام از برنام ههاي توسع هاي به رشد پي شبيني شده در
برنامه دست نيافته ايم. اين درحالي است كه در برنامه دوم توسعه رشدي كم تر از 6درصد و در برنامه سوم رشد 6 درصدي
پيش بيني شده است و بسياري از صاح بنظران اقتصادي اعتقاد دارند، اقتصاد ايران بدون برنامه و تنها با مجري گري دولت،
استعداد رشد بيش از 6 درصد در سال را دارد كه نشان از ناكارآمدي برنامه دارد.
جدول 1، رشد اقتصادي پيش بيني شده و تحقق يافته در برنامه هاي اقتصادي ايران
برنامه
شروع
(سال)
پايان
(سال)
مدت
(سال)
رشد اقتصادي
پيش بيني شده(درصد)
رشد اقتصادي
تحقق يافته (درصد)
قبل از انقلاب افق ساليانه افق ساليانه
برنامه هاي عمراني
7 نامشخص - 1334 برنامه اول 1327
4سال آخر 5% رشد سالانه - - 7 1341 برنامه دوم 1334
49 8/3 34 6 5 1346 برنامه سوم 1341
70 11/2 54 9 5 1351 برنامه چهارم 1347
101 15 70 11/2 5 1356 برنامه پنجم 1352
5 با توجه به شرايط سياسي كشور عملياتي نشد 1362 برنامه ششم 1357
بعد از انقلاب
برنامه هاي توسعه اي
5 به تصويب مجلس نرسيد 1366 برنامه صفر 1362
42 7/3 48 8/1 5 1372 برنامه اول 1368
32 5/7 28 5/1 5 1378 برنامه دوم 1374
31 5/4 34 6 5 1383 برنامه سوم 1379
20 3/7 47 8 5 1388 برنامه چهارم 1384
جدول 2، الگو، استراتژي و اهداف برنامه هاي عمراني قبل از انقلاب را بررسي مي كند و جدول 3، همين موارد را در برنامه هاي
توسعه اي بعد از انقلاب نشان مي دهد.
5
تجربه ايران در برنام هريزي اقتصادي
جدول 2، الگوها، استراتژي و اهداف برنامه هاي عمراني قبل از انقلاب
ويژگي برنامه برنامه دوره (سال) الگوي برنامه استراتژي برنامه اهداف برنامه
قبل از انقلاب
برنامه هاي عمراني
1327 به علت تامين نشدن بودجه عملياتي نشد - برنامه اول 1334
1334 برنامهريزي - برنامه دوم 1341
غيرجامع
تجميع طرحهاي عمراني مورد
نياز كشوركه با هم ارتباط و
انسجام چنداني نداشت
افزايش توليد، بهبود و تكثير صادرات،
تهيه مايحتاج مردم در داخل كشور و
ترقي كشاورزي، بهره برداري از معادن،
تكميل وسايل ارتباطي، اصلاح امور
بهداشت عمومي و...
1341 برنامهريزي جامع - برنامه سوم 1346
اقتصادي
جايگزيني واردات با حمايت از
صنايع داخلي
تمركز بر مقوله هاي اجتماعي و
مشاركت هاي مدني، تغيير اولويت از
توسعه كشاورزي به توسعه صنعتي،
راه اندازي سپاه دانش و سپاه بهداشت،
توجه به آب شرب و بهداشت روستاها
و...
1347 برنامهريزي جامع - برنامه چهارم 1351
اقتصادي و
ارشادي
جايگزيني واردات و رشد توليد
ملي به كمك سرمايه گذاري
خصوصي و دولتي و ثبات
قيمت ها
توزيع عادلان هتر درآمدها از راه تامين
كار و گسترش خدمات اجتماعي و
رفاهي، كاهش نياز كالا به خارج از
كشور از طريق افزايش قدرت توليد
داخلي، رفع احتياجات اساسي و تسريع
در رشد بخش كشاورزي، بهبود
خدمات اداري از طريق تحول نظام
اداري
1352 برنامهريزي جامع - برنامه پنجم 1356
اقتصادي شامل دو
بخش خصوصي و
دولتي
افزايش سرمايهگذاري و رشد
توليد ملي، جايگزيني واردات،
پي ريزي صنايع سنگين و كاهش
رشد جمعيت
اولويت اهداف اجتماعي با كاهش
تاثيرات رشد اقتصادي، توجه به كيفيت
زندگي در ارتباط با مقوله هاي محيط
زيستي، معماري، شهرسازي و
آلودگي هاي صنعتي
1357 برنامهريزي جامع - برنامه ششم 1362
اقتصادي
رشد ارگانيك اقتصاد كشور،
جايگزيني واردات همراه با
سياست هاي صرفه جويي مالي
جهت كاهش تقاضا
با توجه به شرايط سياسي كشور عملياتي
نشد
6
تجربه ايران در برنام هريزي اقتصادي
جدول 3، الگوها، استراتژي و اهداف برنامه هاي توسعه اي بعد از انقلاب
جهت كامل شدن مجموعه مطالب ذكر شده درباره تجربه برنام هريزي ايران بهتر است به مشكلات به وجود آمده در برناه ها نيز
اشاره كرد. در جدول 4، مشكلات به تفكيك برنامه آمده و مشكلاتي كه تمامي برنامه ها نيز با آن درگير بوده اند نشان داده شده
است.
ويژگي برنامه برنامه دوره (سال) الگوي برنامه استراتژي برنامه اهداف برنامه
بعد از انقلاب
برنامه هاي توسعه اي
1362 برنامه به تصويب مجلس نرسيد و عملياتي نشد - برنامه صفر 1366
1368 برنامهريزي جامع - برنامه اول 1372
اقتصادي
جايگزيني واردات با حمايت
از صنايع داخلي و كاهش
وابستگي به درآمد نفت
بازسازي، تعديل ساختارهاي
اقتصادي، اولويت بر رشد اقتصادي
به جاي توزيع درآمدها
1374 برنامهريزي جامع - برنامه دوم 1378
اقتصادي
رشد و توسعه پايدار و
حمايت از منابع داخلي و
كاهش وابستگي به درآمد
نفت
محدوديت برنامه هاي كشاورزي،
هدفمندسازي يارانه ها، گسترش
بيمه هاي همگاني
1379 توجه به رشد اقتصادي، كاهش تورم - برنامه سوم 1383
و نرخ بيكاري، توجه به حقوق
شهروندي و گسترش مشاركت مردم
در قالب نهادهاي مدني، توجه به
تامين اجتماعي و اشتغال، تاسيس
وزرات رفاه و تامين اجتماعي
برنامه
چهارم
1384-1388 در قالب يك سند چش مانداز
20 ساله تنظيم شد. رشد پايدار
اقتصادي و دانايي محوري
توجه به آمايش سرزمين، توازن
منطقه اي، حفاظت از محيط زيست
7
تجربه ايران در برنام هريزي اقتصادي
جدول 4، مهم ترين مشكلات برنامه هاي اقتصادي ايران
جمع بندي و نتيج هگيري
جمع بندي عملكرد اجراي 9 برنامه اقتصادي ايران نشان از آن دارد كه تجربه برنام هريزي متمركز اقتصادي ايران نيز همانند
فرآيند تجربه جهاني برنامه ريزي در دو دهه شروع آن به ايجاد تحرك و رشد در اقتصاد گرفتار در دايره خبثه فقر شده و در
دهه سوم آن، موفق به ايجاد رشد سريع دو رقمي شده و از دهه چهارم به بعد، در مشكلات خود آفريده از جمله توسعه
نامتوازن، مهاجرت از مناطق پيرامون به سمت مركز رشد، حاشيه نشيني در اطراف شهرها، ازدحام، آلودگي و تخريب
محيط زيست و نهايتا رشد نزولي و ركود اقتصادي گرفتار شد هاست. مديران برنام هريزي ايران جهت مقابله با پيامدهاي ناگوار
برنامه ريزي متمركز دولتي و برو نرفت از اين شرايط نامطلوب در حال گسترش، دست به اقدامات كم و بيش مشابه ساير
كشورهاي ديگر زده اند. از جمله اين اقدامات مي توان از برنامه هاي توسعه منطقه اي از برنامه سوم عمراني، برنامه هاي آمايش
سرزمين از برنامه پنجم عمراني، تغيير برنامه ها از عمراني به توسعه اقتصادي- اجتماعي و فرهنگي از برنامه ششم (اول توسعه)،
توجه به مديريت تخصيص منابع (مديريت و برنام هريزي) از برنامه نهم (چهارم توسعه) و تغيير برنامه توسعه اقتصادي-اجتماعي
در برنامه دهم (پنجم توسعه) نام برد. دست زدن به اصلاحات ذكر شده اگرچه بي تاثير نبوده « عدالت و پيشرفت » و فرهنگي به
است، ولي نشانه هاي معني دار و كافي از آنكه اثر لازم در ايجاد تحرك اقتصادي جهت دستيابي به اهداف برنامه ها را داشته
باشند، وجود ندارد، زيرا با گذشت زمان، دستاورد برنام هها روبه افول گذاشته و به رغم افزايش سرمايه گذاري و تحريك تقاضا
از ناحيه درآمدهاي خارج از برنامه يعني درآمدهاي نفتي، عملكرد برنام هها از اهداف انتخاب شده بيشتر فاصله گرفته است.
ويژگي
برنامه
برنامه
دوره
(سال)
مشكلات
قبل از انقلاب
برنامه هاي عمراني
1327- برنامه اول 1334
فشار تقاضا جهت افزايش واردات، رشد مداوم اندازه دولت و افزايش سهم
و بودجه دولت در توليد ناخالص داخلي
1334 تورم ناشي از سرمايهگذاري در طر حهاي زير بناين - برنامه دوم 1341
1341 كمبود نيروي انساني با تجربه و متخصص - برنامه سوم 1346
1347 عدم تعادلهاي منطقهاي و مهار تهاي گسترده از - برنامه چهارم 1351
نقاط پيراموني به مراكز رشد
1352 عدم تعادلهاي بين بخشي و تورم دورقمي ناشي از - برنامه پنجم 1356
سرمايه گذاري هاي گسترده
1357 به علت شرايط سياسي عملياتي نشد - برنامه ششم 1362
بعد از انقلاب
برنامه هاي توسعه اي
1362 به تصويب مجلس نرسيد - برنامه صفر 1366
1368- برنامه اول 1372
تورم، افزايش بيكاري و كندشدن رشد توليد
ناخالص داخلي
1374- برنامه دوم 1378
1379- برنامه سوم 1383
1384- برنامه چهارم 1388
8
تجربه ايران در برنام هريزي اقتصادي
قدمت داشتن برنامه اقتصادي متمركز در ايران سبب شده است كه گروه زيادي از مديران ارشد اقتصادي و اجرايي كشور
نداشتن برنامه و عملياتي نشدن برنامه پنجم را در شروع سال 1389 در حد يك ضايعه براي اقتصاد كشور تلقي كنند، به رغم
آنكه در نيم قرن گذشته در سا لهاي بدون برنامه، نوسان معني داري در روند اقتصاد ايران به سبب نداشتن برنامه متمركز، رخ
نداده است و در سال هاي اخير داشتن برنامه تنها سبب شده، دولت بخشي از زمان و انرژي خود را جهت تطبيق برنامه با عملكرد
خود، هدر دهد. بررسي عملكرد اقتصاد ايران از جمله نرخ رشد توليد ناخالص ملي و به خصوص درآمد سرانه (بدون نفت) در
دوران بعد از انقلاب نشان از آن دارد كه دول تهايي كه مداخله وسيع و گسترد هتر با صرف انرژي بيشتر در حوزه اقتصاد
داشته اند، موفقيت كمتري در اين حوزه نصيب شان شده است. با توجه به مجموعه مطالب ذكر شده مي توان پذيرفت كه مكانيزم
برنامه ريزي متمركز جهت هدايت و مديريت اقتصاد ملي، مربوط به قرن گذشت هاست و دوران مقبوليت آن به سر آمده است و
جهت دستيابي به يك اقتصاد ملي پويا و افزايش رفاه ملي، بايد در جهت ايجاد اقتصاد مبتني بر اصول بازار رقابتي تلاش كرد.
حال چنانچه مسوولان، دولت، مديران، تصميم سازان و تصميم گيران اقتصاد ايران اصرار به داشتن برنامه متمركز دارند، جهت
كاهش آثار منفي برنامه بر اقتصاد ملي، توصيه مي شود به نكات زير كه از جمله عوامل ناكامي، ناكارآمدي و كم اثر شدن
برنامه هاي گذشت ه است ، توجه داشته باشند:
دوره برنامه ها بهتر است چهار ساله باشد تا با دوره مسووليت دولت و تيم اقتصادي آن، همخواني و هماهنگي داشته 􀂾
باشد.
برنامه بهتر است ارشادي باشد و به قانون تبديل نشود تا بخشي از انرژي دولت ها صرف اصلاح و تغيير آن نشوند. 􀂾
هدف برنامه واحد، متناسب با امكانات و ساير اهداف مورد نظر سازگار با هدف اصلي و همگي مبتني بر تئوري هاي 􀂾
علم اقتصاد انتخاب شوند.
برنامه بهتر است غلطان باشد، يعني امكان تغيير اهداف و سازوكار آن در طول برنامه بر اساس اطلاعات بازخوردي از 􀂾
اجراي برنامه، ممكن باشد.
هر دولتي بهتر است برنامه خود را قبل از شروع كارش ارائه دهد تا مقبوليت آن توسط عامه مردم در انتخابات مورد 􀂾
تاييد قرار گيرد و انگيزه لازم در مردم جهت هماهنگ شدن و همكاري با برنامه ايجاد شود.
برنامه اقتصادي قطعا براي اقتصاد ايران لازم و مفيد است البته برنامه اي كه پازل آن تشكيل شود از حدود 17 ميليون خانه
كه هر كدام از آنها برنامه اقتصادي يك خانوار ايراني باشد. دولت مردان بهتر است به قدرت خلاقيت آحاد اقتصادي در
افزايش توليد و انباشت ثروت اعتقاد پيدا كرده و اعتماد كنند و با زدودن قيدوبندهاي متعدد و كاهش حضور خود در
حوزه اقتصاد، فضاي كسب و كار را باز و شفاف كرده و تسهيل بخشيده تا شاهد جهش توليد و رشد شتابان اقتصاد ايران
باشند كه نتيجه آن افزايش رفاه عمومي خواهد بود.
برگرفته از مقاله روزنامه دنياي اقتصاد